السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
226
تحرير الوسيله ( فارسى )
كجاى ديوارشان دارند ، پس هر كدام از آنان مىتوانند درب ديگرى داخلتر يا سابقتر از درب اولشان بازنمايند ؛ با مسدود كردن درب اول و يا مسدود نكردن آن . مسأله 3 - كسى كه ديوار خانهاش در كوچه بنبست است حق ندارد دربى را به آن كوچه باز كند مگر با اذن صاحبان كوچه . البته حق دارد روزنه و پنجرهاى به آن كوچه باز كند و آنها حق منع او را ندارند ؛ زيرا اين كار ، تصرف در ديوارش است - نه در ملك آنها - و آيا حق دارد دربى به منظور نور گرفتن و دخول هوا - نه راه قرار دادن - به آن كوچه باز نمايد ؟ اقرب جواز آن است و صاحب بنبست حق دارد سند مالكيت را جهت دفع شبهه محكم نمايد . مسأله 4 - براى هر يك از صاحبان كوچهء بنبست - خودش و متعلقاتش از عيال و چهارپاها و ميهمانها و عيادتكننده و زائرين او - جايز است كه در آن جلوس نموده و راه برود و به خانهاش تردّد نمايد . و همچنين است قرار دادن هيزم و مانند آن در آن تا آنكه داخل خانه بياورد . و همچنين قرار دادن بارها و چيزهاى سنگين وقت وارد كردن و خارج كردن آنها بدون اذن شركايش ، بلكه اگر چه در بين آنها قُصَّر و مولّى عليه باشد . و رعايت مساوات با بقيهء شركا لازم نيست . مسأله 5 - خيابانها و راههاى عمومى اگر چه براى راه قرار دادن عموم مردم ايجاد شده و منفعت اصلى آنها تردّد در آنها به رفت و آمد است و ليكن براى هر كسى جايز است كه به غير از راه رفتن ، از آنها براى نشستن يا خوابيدن يا نماز و غير اينها استفاده نمايد ، به شرط آنكه بنابر احتياط ( واجب ) كسى به وسيلهء آن متضرر نشود و مزاحم اهالى خيابان نبوده و راه بر عابرين تنگ نشود . مسأله 6 - در نشستن غير مضر بين آنكه براى استراحت باشد يا براى تفريح و بين آنكه براى حرفه و معامله باشد ، فرق نمىكند - در صورتى كه در فراخى و جاهاى وسيع بنشيند تا راه بر عابرين تنگ نشود - پس اگر به هر قصدى در آنها بنشيند كسى حق ندارد او را برخيزاند . مسأله 7 - اگر در جايى از راه بنشيند سپس از آنجا بلند شود ، پس اگر نشستن ، جهت